چرا موفقیت واکسن شخصیسازیشدهی سرطان مدرنا یک اتفاق تاریخی است؟
دیروز دربارهی موفقیت واکسن سرطان مدرنا و مرک و جهش قیمت سهام این دو شرکت صحبت کردیم. اما این ماجرا خیلی فراتر از یک موفقیت تجاری است و به همین دلیل به ذهنمان رسید که کمی بیشتر دربارهاش حرف بزنیم!
اتفاق اصلی این است که ایدهای که سالها شبیه داستانهای علمیتخیلی به نظر میرسید، حالا برای نخستینبار از یک کارآزمایی بزرگ فاز ۳ سربلند بیرون آمده است: اینکه تومور سرطانی هر بیمار را بخوانیم، جهشهای مخصوص همان تومور را پیدا کنیم و واکسنی بسازیم که فقط برای سیستم ایمنی همان یک نفر طراحی شده باشد.
در این مطلب میخوانید
به گفتهی مدرنا و مرک، این نخستین نتیجهی مثبت فاز ۳ برای یک «درمان نئوآنتیژنی شخصیسازیشده» و در عین حال نخستین موفقیت یک درمان ضدسرطان مبتنی بر mRNA در این مرحله از آزمایشهای بالینی است. اگر نتایج کامل هم همین تصویر را تأیید کنند، این خبر میتواند نقطهعطفی در تاریخ درمان سرطان باشد.
این واکسن با واکسنهای معمولی چه تفاوتی دارد؟
اینتیسمران یک واکسن پیشگیرانه نیست؛ یعنی به افراد سالم تزریق نمیشود تا جلوی ابتلا به ملانوما را بگیرد.
این یک واکسن درمانی است که پس از جراحی و برداشتن کامل تومور ساخته میشود، آن هم با این هدف که سلولهای سرطانی احتمالیِ باقیمانده در بدن را پیدا و نابود کند.
چرا رسیدن به فاز ۳ اینقدر مهم است؟
پیش از این، نتایج فاز میانی واکسن مدرنا و مرک امیدوارکننده بود؛ اما آن کارآزمایی فقط ۱۵۷ بیمار داشت و بدون کورسازی انجام شده بود.
تجربهی علم پزشکی پر است از درمانهایی که در مطالعات کوچک درخشان به نظر رسیدهاند، اما در آزمایشهای بزرگتر موفق نبودهاند.
در مقابل، کارآزمایی جدید مطالعهای دوسوکور بود؛ یعنی نه بیمار و نه پژوهشگر نمیدانستند که چه کسی واکسن واقعی را دریافت کرده است.
از همه مهمتر اینکه واکسن با یک درمان ضعیف یا با دارونمای تنها مقایسه نشد. همهی بیماران کیترودا دریافت کردند که خودش یک درمان استاندارد و تأییدشده برای جلوگیری از بازگشت ملانوما پس از جراحی است.
بنابراین درمان جدید باید نشان میداد که میتواند چیزی به یکی از بهترین گزینههای موجود اضافه کند.
در تحلیل میاندورهای از پیش برنامهریزیشده، ترکیب اینتیسمران و کیترودا هم «بقای بدون عود» را بهبود داد و هم زمان بدون متاستاز دوردست را طولانیتر کرد.
رسیدن همزمان به این دو هدف اهمیت زیادی دارد، چون نتیجه فقط به تأخیر افتادن یک عود موضعی خلاصه نشد، بلکه خطر گسترش سرطان به اندامهای دوردست هم کمتر شده است.
این موفقیت، اثبات یک روش تازه برای ساخت دارو است
داروهای معمولی به شکل یکسان برای هزاران یا میلیونها نفر تولید میشوند، اما اینتیسمران درست برعکس است: فرایند ساخت برای همه مشابه است، در حالی که محصول نهایی هر بیمار با بیمار دیگر تفاوت دارد.
به همین دلیل، موفقیت این کارآزمایی فقط نشاندهندهی اثر یک مولکول خاص نیست. این نتیجه نشان میدهد که میتوان نمونهی تومور را توالییابی کرد، از میان جهشهای متعدد اهداف مناسب را انتخاب کرد، برای هر بیمار محصول جداگانهای ساخت و در نهایت همهی این فرایند را در مقیاس یک مطالعهی بینالمللی فاز ۳ اجرا کرد.
البته پرسشهای مهمی مانند مدتزمان تولید، هزینه، کنترل کیفیت هر محصول و دسترسی بیماران هنوز پابرجاست. اما عبور این مدل از یک مطالعهی بزرگ، شخصیسازی درمان را از یک آزمایش محدود دانشگاهی به گزینهای بالقوه برای پزشکی روزمره نزدیکتر کرده است.
خوب است بدانید که مدرنا و مرک هماکنون در حال آزمایش همین نوع درمان در چندین مطالعه برای سرطانهای ریه، کلیه و مثانه هستند.
پیشتر هم دربارهی واکسن mRNA سرطان ریه نوشته بودیم. موفقیت در ملانوما تضمینکنندهی موفقیت این مطالعات نیست، اما نشان میدهد که پلتفرم فناوری mRNA میتواند یک درمان واقعی سرطان تولید کند.
هنوز چه چیزهایی را نمیدانیم؟
با وجود اهمیت خبر، فعلاً فقط نتایج اولیه یا «تاپلاین» منتشر شده است. مدرنا و مرک هنوز درصد دقیق کاهش خطر، تعداد عودها، میزان مطلق تفاوت میان دو گروه، فاصلهی اطمینان، مدت پیگیری و نتایج زیرگروههای مختلف را اعلام نکردهاند.
همچنین هنوز مشخص نیست که آیا این درمان طول عمر بیماران را افزایش میدهد یا نه.
جمعبندی
اگر انتشار کامل اطلاعات ادعای شرکتها را تأیید کند، اینتیسمران فقط یک درمان تازه برای ملانوما نخواهد بود.
این نخستین اثبات فاز ۳ برای مدلی از پزشکی است که در آن اطلاعات ژنتیکی تومور یک بیمار مستقیماً به داروی مخصوص همان فرد تبدیل میشود.
شاید در آینده پرسش اصلی پزشکان فقط این نباشد که «برای این نوع سرطان چه دارویی داریم؟»، بلکه این باشد که «بر اساس جهشهای تومور این بیمار، دقیقاً چه درمانی باید برای او ساخته شود؟»
