چگونه با کمک تکنیک Task Bracketing انجام کارهای دشوار را سادهتر کنیم؟
ساعت ده صبح است، قرار بود تهیهی گزارش را شروع کنید، اما نیم ساعت است که در اینستاگرام میچرخید و یا سراغ انجام کارهای جزئی و کماهمیت میروید و منتظرید «حسوحالش» بیاید! در نهایت روز شما تمام میشود و متوجه میشوید که کار مهم را انجام ندادهاید.
مشکل شما تنبلی نیست، بلکه این است که مغزتان نمیداند کار مهمتان دقیقا «کِی» شروع میشود. تکنیک Task Bracketing برای همین ساخته شده و جالب است بدانید ریشهی این تکنیک در آزمایشگاه علوم اعصاب دانشگاه MIT است.
پژوهشگران برای سالها فعالیت مغز موشها را هنگام یادگیری یک مسیر پیچیده ثبت کردند. در اوایل کار، سلولهای عصبی مرکزِ شکلگیری عادت در تمام طول مسیر فعال بود. اما وقتی رفتار به عادت تبدیل شد، اتفاق عجیبی افتاد:
نورونها فقط در لحظه شروع و لحظه پایان شلیک میکردند و در میانه راه ساکت میماندند!
پژوهشگران این الگو را قاببندی کار (Task Bracketing) نامیدند؛ انگار مغز ما هر عادت را مثل یک بستهی دربسته نگهداری میکند. همراه با یک «علامت خاص» برای بازکردن و یک علامت برای بستن. وسطش را هم خودکار اجرا میکند.
حالا این موضوع چه ربطی به انجام کارهای دشوار دارد؟
کارهایتان را قاببندی کنید
ایده تکنیک Task Bracketing ساده است: کاری که مدام عقب میاندازید را انتخاب کنید و برایش دو آیین یا نشانهی کوچک بسازید:
- نشانهی شروع: مثلا گوشی را روی حالت سایلنت میگذارم، یک فنجان قهوه کنار دست و تایمر را روشن میکنم.
- نشانهی پایان: مثلا علامتزدن محل توقف، نوشتن یک خط درباره کار امروز و مشخص کردن گام عملی بعدی.
البته این «آیینها» باید آنقدر کوتاه باشند که خودشان به کار تازهای تبدیل نشوند! سی ثانیه کافی است.
با تکرار و تداوم آنها بهتدریج و کمکم همان نقش «قاببندی» را ایفا میکند: مغز بدون چانهزنی و با انگیزه، وارد مرحلهی انجام کار میشود. همین سازوکار است که توضیح میدهد چرا باشگاه رفتن را رها میکنیم و چطور میشود یک رفتار را ماندگار کرد.
نشانهی پایان هم به همان اندازه مهم است؛ به مغز میگوید که «این بسته تمام و کامل شده» و همین حس کاملشدن است که تکرار فردا را آسانتر میکند.
این تکنیک با آنچه درباره نقش «نشانهها» در شکلگیری عادت میدانیم کاملا سازگار است و هزینه امتحانش هم تقریبا صفر است.
گاهی برای ساختن یک عادت پایدار، به اراده بیشتر نیاز نداریم؛ کافی است ابتدا و انتهای مسیر را برای مغزمان واضح کنیم. بقیهاش را خودش یاد میگیرد…
امتحانش کنید و اگر برایتان مفید بود، نتیجهاش را هم اینجا بگویید.
